تبلیغات
کلبه چوبی - دادگاه عشق

کلبه چوبی

به عاشقی گفتند عشق چیست؟............چیزی نگفت:آهی کشید وسخت گریست..!

 

در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وكیلم دلم بود

 

و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان

 

قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن

 

 تو اعلام كرد پس محكوم شدم به تنهایی و مرگ

 

كنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم

 

و من گفتم به تو بگویند: 

دوستت دارم


نوشته شده در شنبه 9 بهمن 1389 ساعت 03:26 ب.ظ توسط شیدا نظرات |


 Design By : Pichak